وب نامه مطهر
مقالات و سروده ها و روزنوشت ها و معرفی آثار

دل دیدنی های شهر سرب و سراب (284)


من کهنگی زمان را برای برخی ملت ها چونان دیوی دهشتناک دیدم که طراوت بهار و لطافت لاله زار را بلعید و نوروز هر چه کوشید نتوانست از روزها روزي نوين و از انگ ها ، انگبین بسازد.(انگ= شیره، عصاره،زنبور)

من ملتي را ديدم كه در هر فصل تاريخ ديگر فصول را فراموش مي كرد. نمي دانم اين خوي ناشي از حساسيت فصل است يا اسارت اصل؟!


من در نهانگاه انسان هاي خودساخته ،بنيان تقوا را چنان استوار ديدم كه با يك تق ، وا نمي رفت!!

من در جهان ، انسان را هيچ گاه رها از رنج و فارغ از شكنج نديدم؛ چه، خاستگاه رنج، آگاهي است و سرانجام بشر بدون آگاهي، تباهي است.


من روشنگران دردآشنا را با دل های سوخته و لب های دوخته دیدم.آنان پیچک وار بر ساقه های درد می پیچیدند و این گونه می بالیدند و نه از اهل آلام که از جهل عوام می نالیدند. تلخی ها را می نهفتند و شیرینی ها را می گفتند.
ادامه دارد...
شفیعی مطهر
ادامه دارد...
شفیعی مطهر
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: قطعه ادبي
تاريخ : شنبه 31 فروردين 1392
| 5:57 | نویسنده : سید علیرضا شفیعی مطهر | درباره وب
نويسندگان
موضوعات وب
لينک دوستان
تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
وب نامه شفیعی
مطهر و
آدرس
modara.LoxBlog.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
لينک هاي مفيد
برچسبها وب
آخرین مطالب
پيوندهاي روزانه
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب